حكيم زجاجى

28

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

همين دليل باشد كه در فرهنگ جهانگيرى از او با عنوان حكيم ياد شده است . در مرگ طغرل سلجوقى چنين مىخوانيم : به دردم از اين گنبد سرنگون * كه چون آسيايى است گردان به خون نياسايد از كشتن و سوختن * چه خواهد از اين فتنه افروختن . . . * - . . . مباش ايمن اندر سراى فريب * به ياد آر چون بر فرازى ، نشيب . . . * - . . . مكن زور بر مردم زيردست * مبر هر زمان سوى شمشير دست . . . * - . . . مخور آنچه دارى ، به درويش بخش * كز آن‌جا شما را رسد بيش ، بخش دربارهء منظومه حكيم فردوسى شاهكار جاودانهء خويش را از نخستين پادشاهان افسانه‌اى ، كه آبادانى و فرهنگ را به ايران‌زمين آوردند ، آغاز مىكند و با شرح فروپاشيدگى دودمان ساسانى به پايان مىرساند . چنين مىنمايد كه حكيم زجّاجى كار او را دنبال كرده و منظومه را از پيدايش پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلّم شروع كرده و تا روزگار زندگى خويش ادامه داده است . ذيل « مدت خلافت مستعصم » مىگويد : ز من گشت دست فصاحت قوى * بپرداختم دفتر پهلوى ز اول كه اصل سخن ساختم * ز آل پيمبر بپرداختم ز مروانيان گفته‌ام پيش‌تر * سخن‌هاى موزون و زيبا و تر « 1 » و باز چنين مىخوانيم : ز اول بگفتيم از مصطفى * ز ياران و از رهروان صفا ز مروان و مروانيان سربه‌سر * بگفتيم حال پدر تا پسر « 2 » اما در نسخهء حاضر از چنين مطالبى ذكرى نشده ، بلكه آغاز سخن از پيكار مهلّب و سپس جنبش مختار است .

--> ( 1 ) ص 966 . ( 2 ) ص 1027 .